یادش بخیر
پارسال همین موقع ها
خیال میکردم از من عاشق تر وجود نداره
تو ذهنم هیچکس نمیتونست اندازه ی من عاشق سنگ دل لعنتی ای شود که هیچ حسی به من نداشت بشود
یادت میاد؟
به خاطرش همه اعتقاداتمو کنار گذاشته بودم
از هر لحظم عکس براش میفرستادم تا ببیند و شاید یک قربانت بروم خشک بشنوم
یادش بخیر
عاشق ترین آدم دنیا بودم از نظر خودم
یادش بخیر تمام رویای من شده بود شنیدن یک دوستت دارم خشک و خالی
بیدار میموندم تا نصفه های شب شاید الان صبح او باشد.
آخه اون ایران بود و من برای مسافرت سال گذشته به تایلند رفته بودم.
همش چشمم به ساعت ایران بود
یعنی کجاس
خوابیده؟
بیدار شده؟
آخ که یادش بخیر
عاشق ترین آدم روی زمین خودمو میدونستم و اوج رویام شنیدن دوستت دارم ازت بود
کل هیجانم دیدنش و یکهو به آغوش قشنگش پریدن سر بازی بولینگی بود که یادم داد
اون روز کلا دومین بار بود که میدیدمش
به نظر من عاشقانه ترین قرار دنیا بود
ولی قراری نبود، بیشتر یک بیرون رفتن دوستانه بود
ولی برای من قرار بود
یک قرار عاشقانه، یک کوچه ی خلوت و دونفره نشستن
چقدر عاشقانه بود
یادته همو میزدیم توی ماشین؟
جای بوسه و شنیدن عشق
ولی باز برای من قرار عاشقانه بود
برای توی سنگ دل لعنتی.... نه
بگذریم... داشتم میگفتم
یک سال گذشته و حالا من به احساسات خودم میخندم
سال پیش رو میگم
فکر میکردم عاشق ترین عاشقم
ولی پس اسم احساسات الانه ی خودم رو چی باید بذارم؟
احساسات اون موقع به اندازه ی بند انگشت مورچه ی کنار دیوار اتاقم هم نیست
یادش بخیر تمام رویایم شنیدم یک دوستت دارم بود ولی الان رویایم پیر شدن کنار هم دیگس
الان حتی به دیدن نوه هایمان هم فکر کردم
نوه ای که حاصل بچه ای از تو و من باشد
اون روز ها گریه کجا بود؟
الان از دلتنگی و بی تو سر کردن گریه ها هست
گریه های الانم خیلی شیرین ترن
چون تو هستی و میگویی گریه نکن
ما برای هم ساخته شده ایم
آری
حتی دلتنگی وقتی تو هستی خیلی شیرین تر است
الان به تمام گذشتم لبخند میزنم و میگویم اینک عاشق تر از من وجود ندارد
#سارا_ه_ف
برچسب: یادش,بخیر,
نویسنده: ترانه صادقی
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 13:35