خب داستان 4 ساله ی ما تموم شد.
خودم گند زدم
تو رابطه ای که چند بار شنیده بودم طرفم عاشقم نیست گم شده یودم. تو رابطه ای که همیشه حرف از جدایی بود و امیدی نبود ...
راستش رفتم سراغ خاطراتمون . یهو یادم افتاد چقد دیوونه هم بودیم. چقدر خوشگل تر بودیم
اخه ادمای عاشق که دلاشون گرمه به هم زیبا تر میشن اما دلای ما خیلی وقته گرم نبود. دل من هررروز سرد تر میشد و به این سرما عادت کرده بود.
چقدر خنده هامون واقعی بود. ولی الان ببا اینکه انتخاب دیگه ای کردم و با اینکه کلی عشق دریافت میکنم نه حسش میکنم نه خوشگل میشم نه خنده هام قشنگه.
تننها دلیلم از موندن تو این رابطه ارامشیه که دارم که خونوادم میدونن.
ولی علی مطمئنم بهترین تصمیمو گرفتیم. بهترین کارو کردیم.
تو با من هیچوقت خودت نبودی.
الان میبینم شادتری
امیدوارم همیشه شاد و اروم و خندون ببینمت.
ببخشید تو شرایط سخت تنهات گذاشتم.
تو زندگی فقط عشق میخواستم، توجه میخواستم ...
مراقب خودت باش
هرجا که هستی
دیشب خوابتو دیدم با یه دختر رو پات داشتی رانندگی میکردی و دوستای ناباب دورت بودن. مراقب خودت باش فقط
خدافظ
99/06/26
♥ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 15:0 توسط سارا:
برچسب:
نویسنده: ترانه صادقی