خرید بک لینک

بعد مدت طولانی یاد این وبلاگ قشنگ و پر خاطرم افتادم.

راستش اوایل که دیدمت فقط دلم میخواست بیشتر بشناسمت . حالا با هر طرفندی و رفتاری میخاستم توجهت رو به سمت خودم جلب کنم.

ولی هرچی گذشت فهمیدم بیشتر از یه توجه ازت رو میخوام

کم کم که کنار هم بودنو بشتر حس کردم, دلم میخواست فقط زمال هم باشیم.

ولی الان که دارم اینو مینویسم خیلی فرق کردم. دلم میگه میخوام باهات باشم و کنارت زندگی کنم و کنارت مادر بشم, مادر بزرگ بشم, زندگیمونو تا اخر عمرمونو باهم بسازیم و توی سختترین شرایط وجود هم برامون کافی باشه.

ولی سخت شده همه چی, توی اوج دوست داشتن و دیوونه ی هم بودن باید بترسیم از اینکه شاید نتونیم بیشتر کنار هم بمونیم.

میترسم نتونم بگم به خونوادم و نتونیم کنار هم بمونیم.......

میترسم کنارم باشی و شرایط برات سختتر بشه

برچسب: نویسنده: ترانه صادقی تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 15:36

صفحه بندی